سفارش تبلیغ
بزرگترین تونل شهری
حسابداری

1 2 >
مـن و خــودم .. !؟
.
بازیچه شدم عمـــری در شهر عروسک ها 
.
بی آنکه خودم باشم من ماندم و شکلکها
.
پـــاییز رسید از راه ، گل ها همــه پژمردند 
.
از یـاد چکاوک رفت ، بوی خوش میخک ها 
.
در چــرخ و فلک بودم چرخیدم و دنیا نــیز
.
دور ســـر مـن چـرخید در بــازی کودک ها 
.
تـــا صـبح دعــا کــردم تعبیر شــده  خوابم
.
همواره دلم لرزید از وحشت بختک ها ...
.

اولین دیدگاه را شما بگذارید

  

به یادتم به وسعت قلب کوچکم ...
.
شاید کم باشد اما قلب هرکس تمام زندگی اوست
.


اولین دیدگاه را شما بگذارید

  

دلی بستم به آن عهدی که بستی 
.
تو آخر هر دو را با هم شکستی . . .
.


اولین دیدگاه را شما بگذارید

  

بــــــــــــــــــــــــــــــــــــی وفــــــا ... ؟!
.
سالها میگذرد ...
.
از شب تلخ وداع ... 
.
از همان شب که تو رفتی و به چشمان پر از حسرت من خندیدی ... 
.
تو نمیدانستی ؟!
.
تو نمی فهمیدی ؟!
.
که چه رنجی دارد با دل سوخته ای سر کردن ... 
.
رفتی و از دل من روشنایی ها رفت ... 
.
لیک بعد از ان شب ، هر شبم را شمعی روشنی می بخشید ... 
.
جای خالی تو را میدیدم ...
.
آخ ...  بر غمم می افزود ... 
.
می کشیدم آهی از سر حسرت و می خندیدم به وفای دل تو .. ؟!
.
و به خوش باوری این دل بیچاره خود ... 
.
ناگهان یاد تو می افتادم .... باز می لرزیدم
.
گریه ای سر دادم که دل سنگ رو خون می کرد ... 
.
خواب می دیدم من که تو بر میگردی ... ؟!
.
تا سر انجام شبی سرد و بلند ... 
.
اشک چشمان سیاهم خشکید ... 
.
آتش عشق تو خا کستر شد ... 
.
یاد تو در دل من پرپر شد ... 
.
اندکی بعد گذشت ... 
.
اینک این من ...  تنها ...  دستهایم سرد است
.
قدرتم نیست دگر ... تا که شعری گویم ... 
.
گر چه تنها هستم ... 
.
نه به دنبال توام ..!!
.
نه تو را می جویم ..!!
.
حال می فهمم من ...  چه عبث بود آن خواب
.
کاش می دانستم عشق تو می گذرد ... 
.
تو چه آسان گفتی دوستت دارم را
.
و چه آسان رفتی ... 
.
کاش می فهمیدی وسعت حرفت را
.
آه ... افسوس چه سود ... 
.
«« قصه ای بود و نبود »»
.




اولین دیدگاه را شما بگذارید

  

 هنــــــــــــــــــــــــــر زیــــــــــــــبایی قــــــــــطره هــــــــــــا .... !!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
می بینی همه ی این قطرات زیبا هستن چون آفریده ی خداست ، یعنی هرچی که خداجون آفریده
.
هم زیباست و هم تاثیر گذار ....
.
ولی خودمونیم ها حالا اگه از زیبایی قطره های آب ، یعنی همین برف و بارون هم که بگذریم
.
هیچ قطره ای تاثیر و زیبایی قطره اشک رو نداره ....
.
خوب آسمون واسه همیشه و هر وقتی که دلش بخواد میتونه با جرئت تمام و بدون هیچ
.
ترسی واسه عشقش گریه کنه و قطره هاش رو نصیب زمین کنه ....
.
  ولی این قطره اشک براحتی نصیب هیشکی نمیشه ....
.
البته نه هر اشکی ... منظورم اون اشکی که از قلب جاری میشه ...
.
آخه آدم میتونه خنده رو نصیب هرکی بکنه حتی در حد یک لبخند ولی اشک نه ....
.
قطره اشک خیلی با ارزشه چون با آمدنش میخواد بگه یه آدم میتونه غرورش رو کنار بزاره
.
آره واقعاْ قطره ی اشک ارزش داره چون فقط واسه اهلش جاری میشه ...
..
 


اولین دیدگاه را شما بگذارید

  


طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ